|
فرهنگ لغت طنز ايرونی
ادب : يعنی كمک به يک خانم زيبا در عبور از خيابان حتی اگر به كمک احتياج نداشته باشد ازدواج : قمار زندگی است و در قمار معمولا برد با كسی است كه بيشتر تقلب كند الكل : مايه گرانبهايی كه همه چيز را محفوظ نگاه می دارد مگر اسرار را زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال بيست سالگی : دورانی كه پسر ها دنبال معشوقه می گردند دختر ها دنبال شوهر چشم : عضويكه چشم چرانها با آن ارتزاق می كنند خوش بين : مردی كه تصور كند وقتی زنی پای تلفن خداحافظی كند گوشی را خواهد گذاشت دوران تجرد : دورانی كه معمولا برای مردها بعد از ازدواج شروع می شود رفيق : كسی كه هميشه به شما مقروض است سينما : جايی كه پشت سر شما حرف می زنند عشق : دردسری كه برای فراموش كردن آن بايد عشق تازه تری پيدا كرد سرخ پوست : مرد خوشبختی كه وقتی زنش اورا می بوسد صورتش ماتيكی نمی شود سنجاق قفلی : تنها قفلی كه بدون كليد باز می شود مرد مجرد : كسی كه هنوز عيوبی دارد كه خود نمی داند معجزه : دختر خانمی كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود هالو : شوهری كه دستكش ظرفشويی را بجای اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد |+| تهيه شده توسط حسین |
بودن یا نبودن... |

