تبليغاتX
Need For Fun
 

|+| تهيه شده توسط حسین   
 مناجات در مدح و ستایش دانشگاه آزاد اسلامی

سپاس و ستایش دانشگاه آزاد را که ترکش موجب بی مدرکی است

و به کلاس اندرش مزید دربدری

هر ترمی که آغاز شود موجب پرداخت زر است

وچون به پایان رسد مایه ی ضرر

پس در هرسالی دو ترم موجود و بر هر ترمی شهریه ای واجب

از جیب و جان که برآید کز عهده خرجش به در آید...

|+| تهيه شده توسط حسین   
 روش درس خوندن

دخترها:                    

بعضی از اونا  واقـاً می خونند وقتی ميرن سر كتاب تا يكی دو  ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمی دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند

بعضی هـاشون هم كه مثلا درس می خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روی كتابه  ولی حواسشون يه جای ديگست ...

يه عده ای هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يک ساعت و اندی به طوری كه اشک و دود تلفن در مياد برای هم قصه بی بی چساره تعريف مي كنند.

و اما پسر ها:

يا درس نمی خونند يا وقتی می خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتی حسش مياد كه شب امتحانه ...

 يه كم كه درس  خوندند يه موردی پيش مياد و بهش خيره می شوند.

و به يه چيـزی فكر می كنند بعد انـگار كه درس خوندند بـلند مـيشند مـيرن استراحت مـی كنند بعد از يک ساعت استراحت دوباره مـيرند مـيشينند فـكر مـی كنند . وقتی فكرشون تموم شد كتاب را ورق مـيزنند  يه كـم براندازش ميكنند وزنش می كنند استخاره می كنند برای خودشون تقسيمش می كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر میخونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون  تموم ميشه .

حال ندارند برند  بخونند ولی چون می دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون.

همـينجور كـه مـی خونند هيچی حاليشون نيست  چون جای ديگه  فكر می كنند بعد از نـيم ساعت دوباره  ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت می بينند خيلی دير شده .دوباره ميرند درس بخونند اين بار می خونند يه چيزايی هم ياد ميگيرند ولی چيزايی كه ياد نمی گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند می گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايی می گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايی هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگی...

|+| تهيه شده توسط حسین   
 روش های تقلب در مدرسه
 

Image by HOSEINI3SOH


ادامه مطلب
|+| تهيه شده توسط حسین   
 

کار دزدی

گر رسم شود هر كه ز هر كار بدزدد
ای وای كه هوش از سر هشيار بدزدد

شلوار به پايت نرود جز به مكافات
خياط اگر از خشتک شلوار بدزدد

آهنگ كذايی شود آهنگ ديناش ناش
گر تارزن از زير و بم تار بدزدد

اخبار شود شايعه ای خشت و همه لاف
مخبر اگر از متن نوشتار بدزدد

شرمنده شود مرده هم از انكر و منكر
غسال اگر تكه ز چلوار بدزدد

بر مرده بيچاره دهد قبر فشاری
گر گوركن از مدفن مردار بدزدد

آوار شود خانه شبی بر سر اهلش
بنا اگر از آجر ديوار بدزدد

بايد كه دگر فكر گل و غسل و كفن بود
دكتر اگر از نسخه بيمار بدزدد

ناگه بشوی كله و پا از سر كرسی
ميخی ز يكی پايه چو نجار بدزدد

مويت بشود چو مدل رپی و يانكی
سلمانی گر از پشت سرت كار بدزدد

پندار كه خر رفته دگر از كف صاحب
گر سارق رندی سر افسار بدزدد

اين بچه همان چرتی بيچاره فرداست
آهسته اگر يک نخ سيگار بدزدد

تاريخ شود بی سر و ته گر كه مورخ
از كينه آن خواجه قاجار بدزدد

اشعار ((فهندژ)) چه آسوده ربايد
آن كس كه تخلص ته اشعار بدزدد
اسد...فهندژ سعدی

|+| تهيه شده توسط حسین   
 داستان
پسرکی که سرفه میزد

- آقای دکتر به دادم برس.
- چته جانم ؟
- هیچی دکتر. مریض نیستم. فقط می خوام یه گواهی برای دانشگاه بنویسی که یکی از درسامو حذف پزشکی کنم.
- موردی نداره جانم ، ولی بنویسم چه مرضی داشتی ؟
- هر چی عشقته دکتر ! چه میدونم ، مثلا بنویس سینوزیت داشتم.
- باشه جانم ، ولی فعلا بیا رو این تخت بخواب تا معاینه ات کنم.
- من که مریض نیستم دکتر جون.
- می دونم جانم ، ولی وجدان کاری من چی میشه ؟ باید پولی که در میارم حلال باشه یا نه ؟!!!
دانشجو رو تخت دراز می کشه و دکتر معاینه اش می کنه. بعد می ره پشت میزش و گواهی رو می نویسه و میگه :
- دفترچه بیمه داری جانم؟
- می خوای چیکار دکتر جون؟
- تا نسخه رو توش بنویسم دیگه! وضع سینوزیتت خیلی وخیمه جانم. سینوسهات همه عفونی شدن ، عفونت زده به استخون جمجمه ات. معرفی ات کردم به یه پزشک متخصص گوش و حلق و بینی که ببینه گوشت هم عفونت داره یا نه. آزمایش هسته ای نوشتم که وضعیت عفونت استخوان جمجمه ات مشخص بشه که احتیاج به برداشت بافت هست یا با یه عمل ساده رفع میشه. داروها و آمپولاتو سر موقع استفاده کن ، جلوی باد و هوای سرد نرو و مایعات گرم مصرف کن . یه اکو قلب هم اگه بدی بد نیست، آزمایش خون رو می تونی تا یه هفته بعد انجام بدی و نتیجه رو برام بیاری. من همه تلاشمو می کنم ولی هیچ قولی نمی دم !
- دکتر دستم به روپوشت من هنوز جوونم! آرزو دارم! به خدا دیگه درسامو سر موقع می خونم تا حذف پزشکی نکنم! دکتر ...!

|+| تهيه شده توسط حسین   
 فرهنگ لغت طنز ايرونی

 

ادب : يعنی كمک به يک خانم زيبا در عبور از خيابان حتی اگر به كمک احتياج نداشته باشد

ازدواج : قمار زندگی است و در قمار معمولا برد با كسی است كه بيشتر تقلب كند

الكل : مايه گرانبهايی كه همه چيز را محفوظ نگاه می دارد مگر اسرار را

زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال

بيست سالگی : دورانی كه پسر ها دنبال معشوقه می گردند دختر ها دنبال شوهر

چشم : عضويكه چشم چرانها با آن ارتزاق می كنند

خوش بين : مردی كه تصور كند وقتی زنی پای تلفن خداحافظی كند گوشی را خواهد گذاشت

دوران تجرد : دورانی كه معمولا برای مردها بعد از ازدواج شروع می شود

رفيق : كسی كه هميشه به شما مقروض است

سينما : جايی كه پشت سر شما حرف می زنند

عشق : دردسری كه برای فراموش كردن آن بايد عشق تازه تری پيدا كرد

سرخ پوست : مرد خوشبختی كه وقتی زنش اورا می بوسد صورتش ماتيكی نمی شود

سنجاق قفلی : تنها قفلی كه بدون كليد باز می شود

مرد مجرد : كسی كه هنوز عيوبی دارد كه خود نمی داند

معجزه : دختر خانمی كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود

هالو : شوهری كه دستكش ظرفشويی را بجای اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد

 

|+| تهيه شده توسط حسین   
 

(حافظ در عصر جدید)

نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس
ديدم به خواب حافط توی صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ ، گفتا : عليک جانم
گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم
گفتم : بگير فالی گفتا : نمانده حالی
گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بی خيالی
گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟
گفتا : که می سرايم شعر سپيد باری
گفتم : ز دولت عشق ، گفتا : کودتا شد
گفتم : رقيب ، گفتا : کله پا شد
گفتم : کجاست ليلی ؟ مشغول دلربايی؟
گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايی
گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
گفتا : عمل نموده ، ديروز يا پريروز
گفتم : بگو ، ز مويش گفتا که مش نموده
گفتم : بگو ، ز يارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟
گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم : کجاست جمشيد ؟ جام جهان نمايش ؟
گفتا : خريده قسطی تلويزيون به جايش
گفتم : بگو ، ز ساقی حالا شده چه کاره ؟
گفتا : شدست منشی در دفتر اداره
گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنمای منزل
گفتا : که دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم : بگو ، ز محمل يا از کجاوه يادی
گفتا : پژو ، دوو ، بنز يا گلف نوک مدادی
گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقي
گفتا : که جای خود را داده به فاکس برقی
گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره
گفتا : به جای هدهد ديش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟
گفتا : به پست داده ، آورد يا نياورد ؟
گفتم : بگو ، ز مشک آهوی دشت زنگی
گفتا : که ادکلن شد در شيشه های رنگی
گفتم : سراغ داری ميخانه ای حسابی ؟
گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابی
گفتم : بيا دوتايی لب تر کنيم پنهان
گفتا : نمی هراسی از چوب پاسبانان ؟
گفتم : شراب نابی تو دست و پا نداری ؟
گفتا : که جاش دارم  وافور با نگاری
گفتم : بلند بوده موی تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتی ؟
گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتی !

 

|+| تهيه شده توسط حسین   
 مشخصات یک پسر خوب

يه پسر خوب  

يه پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود"مشترک گرامی دسترسی شما به اين سايت مقدور نمی باشد".
يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره.
يه پسر خوب هميشه چشم  به آسفالت از خونه ميره  بيرون  و چشم به آسفالت هم به خونه برميگرده (البته اگه برگرده).
يه پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوی شده و چشمش را به آسفالت ميدوزد.
يه پسر خوب روزی ۱۰بارهوس بردن نذری به دم در خانه همسايه که تصادفا دختردم بخت دارند رانميکند.
يه پسر خوب با شنيدن اسم جنيفر لوپز.نيکل کيدمن....و امثالهم استغفرالله جاری ميکنه.
يه پسر خوب روزی چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته.
يه پسر خوب تنهايی ميره سينما و برميگرده.
يه پسر خوب تو خيابون بزرگتری که ميبينه سلام ميکنه.
يه پسر خوب عمل خلاف شرعِ وبلاگ نويسی رو مرتکب نميشه.
يه پسر خوب با دوستانی که مشکوک به چت و لا ابالی گری هستند معاشرت نميکند .
يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع  ۳  متری هيچ خانمی نميشينه.
يه پسر خوب وقت برگشت به خونه ماشينش بوی ادکلن زنونه نميده.
يه پسر خوب که چيپس نمی گيره ببره خونه.
يه پسر خوب هيچ وقت پای تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:"ساعت چند" "کی ميای" "کجا""ديرنکنی يا".
يه پسر خوب وقتی مياد خونه قرمزی رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه.
يه پسر خوب تا زمانی که يک خانم محترم  کنارش  نشسته با سرعت بالای۱۰  کيلومتر  در سال حرکت نميکند .  
يه پسر خوب زمانی که کسی ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را  از  ۱  به  ۴  ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند.
يه پسر خوب زمانی که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده ای بازی بر نمی آيد.
يه پسر خوب که پرايد سوار ميشود روی زانتيا همسايه با سوئيچ ماشين نقاشی نميکشد .
يه پسر خوب زمانی که تصادف ميکند همانند قبائل زامبی وحشی بازی در نمي آورد .
يه پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به خانه از راهداری و شهرداری خيابانهای شهر را متر نميکند.
يه پسر خوب دکمه های پيراهنش را  از يک متر زير ناف تا  زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلی محکم ميکند.
يه پسر خوب  ۵ ساعت در حمام  آهنگ جوادی يساری نخوانده  و برای همسايگان آلودگی صوتی  ايجاد نميکند.
يه پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوی و برزن عرعر عشق نکرده و آبروی خانوادگی خود را نميبرد .
يه پسر خوب از سن  ۱۵ سالگيش از پدرش پول تو جيبی نگرفته و خودش کار ميکند.
يه پسر خوب به جای اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر  ۱۰۰۰  سالگی خود باشد.
يه پسر خوب اگر زبانم لال از افيون اينترنت استعمال و خدايی نکرده وب لاگ نويس شد بر حسب اتفاق از هر  ۱۰  کامنت او  ۱ عددش متعلق به دختران نيست .(ا ستثناء دارد البته...)
يه پسر خوب همواره  به اسم خود  افتخار  ميکند  و  به هر کس که ميرسد  نميگويد که  بجای اصغر به او رامتين و نيما و ... بگويند.
يه پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمی را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو  خود را جر نميدهد.
يه پسر خوب هر روز ساعت ۶  بيدار شده و حد اکثر تا ساعت  ۷:۳۰ سه نمونه از انواع رايج نان را تهيه و برای صبحانه به خانه می آورد.
يه پسر خوب اگر  ۲  بار مکرراْ برای خريد از خانه بيرون رفته و باز  هم با  يک ليست  ۱ متری  مواجه  شد غرغر نميکند .
يه پسر خوب سر سفره دست به چيزی نمی زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن می نمايد.
يه پسر خوب تقاضای وسايل نا مربوطی از قبيل موبايل را از خانواده ندارد.
يه پسر خوب اسم شرکت در جشن تولد هايی که مشکوک به وجود جنس مونث هستند را نمی آورد.
يه پسر خوب تا قبل از سن  ۵۰  سالگی فکر زن گرفتن را از سر خود بيرون ميکند.
يه پسر خوب تا قبل از ازدواج  ۹۹  بار عاشق نشده و هر دفعه ادعای وحدت در عشق نميکند.
يه پسر خوب در صورتی که با نامزد خود بيرون رفت و کسی به خانم متلک گفت فورا با پليس  ۱۱۰ تماس حاصل می کند.
يه پسر خوب برای  احيای حقوق خود  از زور  بازو  استفاده نکرده و  کلمات رکيک مانند خر  و  الاغ  به کار نميبرد .
يه پسر خوب موقع رفتن به خواستگاری برای نشان دادن عظمت خانوادگی گذشته از تمامی فاميل های درجه ۱-۲-۳-۴  و الی آخر از آقا مهزيار بقال محترم محله حاج علی قصاب محترم و ما بقی کسبه محل به دليل دارا بودن تجارب بالا دعوت بعمل می آورد.
يه پسر خوب برای بيرون رفتن از خانه ۱  ساعت جلوی آئينه نايستاده و بزک نميکند.
يه پسر خوب بجای سوار شدن به خط واحد پشت سر آن  ميدود تا  هم بدنش  سالم بماند  و  هم صرفه جويی اقتصادی کرده باشد .
يه پسر خوب تنها جوکهايی را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت ۱/ارشاد اسلامی۲/وزارت بهداشت۳/ وزارت مبارزه با تبعيضات استانی و ... باشد.
يه پسر خوب در جشنهای فاميلی جو گير نشده و نميرقصد تا ابروی کل خاندان رابر باد دهد.
يه پسر خوب در مهماني های خانوادگی نوشدنی های غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمی و کتبی پدر محترم استعمال ميکند.

يه پسر خوب تنها برای رضای خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهری و برون شهری هر کجا که دختر خانم يا خانمی را در رده سنی  ۱۵  تا  ۲۵ سال ديد سوار کرده و به مقصد می رساند.!

|+| تهيه شده توسط حسین   
 نامه ی مامانه گضنفر به گضنفر
گضنفر جان سلام!
ما اينجا حالمان خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر
خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند
تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.
وقتي تو رفتی ما هم از آن خانه اسباب کشی کرديم. پدرت توی صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توی۱۰  کيلومتری خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشی کرديم. اينجوری ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودی پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستی نامه بفرستی به همان آدرس قبلی بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلی را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلی بيان.
آب و هواي اينجا خيلی خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش۴  روز طول کشيد ،‌دوميش 3 روز . ولی اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد
گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودی را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزی ها پاکت را سنگين ميکرد. ولی نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توی کارتن مقوايی برايت فرستادم.
پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهای اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.
ببخشيد معطل شدی. جعفر خان کفاش رفته بود دستشويی حالا برگشت.
ديروز خواهرت فاطی را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،‌اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايی قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشی.
اون يکی خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدونی بالاخره به سلامتی عمو شدی يا دايی.
راستی حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکی وقتی داشت زير دريا برای مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده.
همين ديگه .. خبر جديدی نيست.
قربانت .. مادرت.
راستی:‌گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولی وقتی يادم افتاد که ديگه خيلی دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم !
|+| تهيه شده توسط حسین   
 اخبار (در شومصد صدم ثانیه!)

*پوست موز، قطاری را از خط خارج کرد!

*یک مبتکر مغزش در گذشت، افکارش بدون سرپرست ماند!

*طبق بررسی های به دست آمده نزدیکترین آدم ها به هم، مسافران اتوبوسهای تو شهری هستند!

*روح جوانی هنگام صعود به آسمان با کسر مواد سوختی رو به رو شد، به زمین بازگشت! 

 

|+| تهيه شده توسط حسین   
 تبديل تلفن همراهتان به ريش تراش !


ادامه مطلب
|+| تهيه شده توسط حسین   
 یک شنبه 21 مرداد 1386

من برگشتم.فعلآ با یه کاریکاتور...


ادامه مطلب
|+| تهيه شده توسط حسین   
 با الياس کارت، بدون نياز به سيم کارت و گوشی موبايل صحبت کنيد

جدیدترین فناوری شرکت مخابرات ایران

بدون نیاز به سیم کارت و گوشی

تلفنی صحبت نمائید

...:کارت الیاس:...

محصول مشترک شبکه اول سیما و سیروس مقدم

هیچکس تنها نیست

|+| تهيه شده توسط حسین   
 یانگوم

|+| تهيه شده توسط حسین   
 دوست داری با کلاس شی؟
با کلاس شدن در one minute

ادامه مطلب رو بخون...


ادامه مطلب
|+| تهيه شده توسط حسین   
 دوران شیرین دانشجویی

|+| تهيه شده توسط حسین   
 
قانون امتحان و نمره (در ادامه ی مطلب)
ادامه مطلب
|+| تهيه شده توسط حسین   
 

 

|+| تهيه شده توسط حسین